از پوستم

صدای تو می تراود

بر پاهای تو راه می روم

با چشم تو شعر می نویسم

من که ام

جز توئی که در رگ و پوستم نهانی

و نام مرا

به خود داده ئی.




شمس لنگرودی
از کتاب تازه منتشر شده" تعادل روز بر انگشتم"