آینه از "عباس معروفی"

این آینه را
هرچه بیشتر پاک میکنم
چشمهام غمگینتر میشود
نارنجی!
خوشبختی من
همین آینه بود
که تو در آن
لبهات را سرخ میکردی
مژههات را تاب میدادی
و از گوشهی چشم لبخند میزدی
خوشبختی من
چیزهای کوچکی بود
که همه را در دستهای تو جا گذاشتم
تیلههام
خندههام
و همهی موهای سیاهم
حالا این آینه
فقط بیتابیام را نشان میدهد.
عباس معروفی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 18:13 توسط باغ سبز
|