سنگ روی یخ

حس سنگی بر آب را دارم
سنگی که روزی بر بلندای کوهی یخی ایستاده بود
آن روز حس قلعه ای پرشکوه را داشتم
اما اکنون بر دریایی از آرزوهای بر آب شناورم
نمی دانم یخ زیر پایم از داغی عذاب پشیمانی آب شد
یا داغی عشقم آن را گداخت
و من،
سنگ روی یخ
چه شد که اکنون آرزوهایم نقش بر آب است
ندانم و هرگز نیز نخواهم دانست
"باغ ســبز"
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 11:25 توسط باغ سبز
|