از لیلا کردبچه / مجموعه صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر

صبحها
پشت پرده، بندریست
که آواز مرغهای دریاییاش را
باد
در گوشِ کشتیها به زمزمه میوزد
ظهرها دشتی،
که بوی شیهۀ مادیانهاش
با علفِ تازه میآمیزد
عصرها جنگی،
که دست در دست بارانهاش، بارها قدم زدهام
شبها ولی
پشتِ پنجرهام کوچۀ دلتنگیست
که تهماندههای روز را
میانِ صدای گربهها قسمت میکند و
فکر میکند فردا
با صدای مرغهای دریایی بیدار میشوم
یا سوت کشتیها.
لیلا کردبچه
ازمجموعه صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 19:6 توسط باغ سبز
|