تو را از من گرفتند

و آفتاب را

و آبیِ آسمان را

و پنجره‌ای که به روز باز می‌‌شد

و به دریا

و به هزار هزار آرزو


تو را از من گرفتند

و دست هایت

آه دست‌هایت ، اتفاق دست های من

اتفاقِ شعر‌های من

اتفاقِ پنجره‌ای که به روز باز می‌‌شد

و به دریا

و به هزار هزار آرزو


تو را از من گرفتند

و این آسمان اگر خدائی داشته باشد

باید فقط ببارد

و ببارد

و ببارد



نیکی‌ فیروزکوهی